تبليغاتX
فـیـلـتـرشـکـن × کسب در آمد راحت
 
فـیـلـتـرشـکـن × کسب در آمد راحت
 
 
فيلترشكن / جوك و اسمس / حرفهاي قشنگ قشنگ
 
یک راه جدید برای کسب درآمد

اینطوری که من خوندم باید تبلیغ نگاه کنیم پول بگیریم

که به نظر من کار سختی نیست

حالا خوبیش اینکه به ایرانی هم عضو میده

حالا گفتن از ما بود سنگ مفت گنجیشک مفت

رایگان هم هست امتحانش ضرری نداره

1.ابتدا بر روی این لینک کلیک کنین:فرم ثبت نام

 وارد سایت میشوید

مانند عکس روی گزینه Register کلیک کنین:

 

Image and video hosting by TinyPic

حالا وارد صفحه جدید می شوید که باید مشخصات خود را

بر اساس عکس زیر وارد کنید:

تذكر۱:در بین گزینه كشور ها كشور ایران موجود است.

تذكر۲:لازم نیست كه گزینه معرف را پر كنید چون اولین تاسیس کننده ایرانی این

وب به عنوان معرف از طرف سایت انتخاب شده .

حالا ثبت نام شما کامل شده است .

برای استفاده از سیستم و کسب درآمد به صورت زیر عمل کنید:

پس از وارد شدن به سایت گزینه Account Login را کلیک کنید.

نام کاربری و رمز عبور خود را وارد کنید.

پس از ورود به سایت در منو سمت راست گزینه Earning Area را کلیک کنید.

وارد صفحه جدیدی میشوید که باید مانند تصویر گزینه Click Links کلیک کنید:

پس از وارد شدن به قسمت Click Links

در صورتی که لینکی برای کلیک کردن موجود باشد روی لینک ها کلیک کنید:

با کلیک بروی لینک ها صفحه ای جدید باز میشود

که در بالای آن یک ثانیه شما معکوس وجود دارد:

پس از گذشت ۶۰ ثانیه انتظار در همان قسمت عددی برای شما به

همراه 4چهار عدد دیگر به نمایش در می آید . شما میبایست

در میان این چهار عدد بروی آن عددی کلیک کنید که سیستم به شما

نشان داده است . ( این کار برای جلوگیری از سوء استفاده در سیستم میباشد )

پس از آن ، همان صفحه مجدد بارگذاری میشود و شما میتوانید آن را ببندید:

به همین ترتیب بروی لینکها کلیک کنید و به درآمد خود بی افزایید .

نکته مهم در این روش این است که ، شما نباید هم زمان بروی

 چند لینک کلیک کنید ، چون در این صورت پولی به شما تعلق نمی گیرید .

 شما میبایست تک تک لینک ها را به همان روشی که توضیح داده شده

 کلیک کنید و صبر کنید تا مرحله کسب در آمد آن کامل شود.

خب حالا میخواهیم موجودی حساب خود را چک کنیم .

شما برای این کار باید روی My Account كلیك كنید كه بعد از این كار

صفحه ای مانند صفحه ی زیر برای شما باز میشود:

خب این جا كار ما تمام شده ولی شما باید یك نكته را بخاطر داشته باشید

كه این سایت زمانی به شما پول میدهد كه موجودی شما ۱۰۰۰۰ دلار شده باشد

اصل مهم در این كار این است كه شما صبور باشید و

 در وسط كار ارتباطتون رو با سایت قطع نكنید.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

 اینم از حظور زنان در مجلس  زنو هر کاریش کنی بازم زنه دیگه

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 2:32 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

این آخره عدالته که تونسته بین همسراش رعایت کنه

 به این میگن عدالت دیگه ایول

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

تخت خواب مخصوص آقایان مجرد هم به بازار آمد

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

این داستان :

ماجرای زن لخت حاج آقا و مرد نابینا

یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه برای حاج آقاش. تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند. تند و سریع لباسش رو می پوشه و می ره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده. دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه می ره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده. بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بینه حسن آقا کوره ست. بنابراین با خیال راحت همون جور لخت و پتی می ره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.حاج خانوم هم خیالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بیاد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده. درضمن حاج خانوم می بینه که حسن آقا با یه بسته شیرینی اومده بنده خدا. تعارفش می کنه و راه میافته جلو و از پله ها می ره بالا و حسن آقا هم به دنبالش. همون طور لخت و عریون میشینه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. می گه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی! این طرفا؟ حسن آقا سرخ و سفید می شه و جواب می ده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینی اش که آوردم خدمتتون!!!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

این داستان :

عاقبت پسرای مشکل پسند!!!

پسر جوان و زیبارویی بود که فکر می کرد باید با زیباترین دختر جهان ازدواج کند.
اوفکر می کرد به این ترتیب بچه هایش زیباترین بچه های روی زمین می شوند.
پسر مدتی بااین فکر در جستجوی همسر یکتایی برای خودش گشت.
طولی نکشید که پسر با پیرمردی آشنا شد که سه دختر باهوش و زیبا داشت.
پسر ازپیرمرد درخواست کرد که با یکی از دخترانش آشنا شود.
پیرمرد جواب داد: هیچ یک ازدخترانم ازدواج نکرده اند و با هر کدام که می خواهید آشنا شوید.
پسر خوشحال شد. دختر بزرگ پیرمرد را پسندید و باهم آشنا شدند.

 چند هفته بعد، پسرپیش پیرمرد رفت و
با مِن و مِن گفت: آقا، دخترتان خیلی زیبا است، اما یک عیب کوچک دارد.

متوجه نشدید؟! دخترتان کمی چاق است.
پیرمرد حرفش را تایید کرد و آشنایی با دختر دومش را به پسر پیشنهاد داد.
پسر بادختر دوم پیرمرد آشنا شد و به زودی با یکدیگر قرار ملاقات گذاشتند.
اما چند هفته بعد پسر دوباره پیش پیرمرد رفت و گفت:

دختر شما خیلی خوب است.
امابه نظرم یک عیب کوچک دارد. متوجه نشدید؟! دخترتان کمی لوچ است.
پیرمرد حرف او را تایید کرد و آشنایی با دختر سومش را به پسر پیشنهاد کرد.
به زودی پسر با دختر سوم پیرمرد دوست شد و با هم به تفریح رفتند.
یک هفته بعد پسر پیش پیرمرد رفت و با هیجان گفت:

دختر شما مثل یشمِ بی لک است
. همان کسی است که دنبالش می گشتم. اگر اجازه دهید،

 به رویایم برسم و با دختر سوم تانازدواج کنم!
چندی بعد پسر با دختر سوم پیرمرد ازدواج کرد. چند ماه بعد

 همسرش دختری به دنیاآورد.
اما وقتی که پسر صورت بچه را دید، از وحشت در جایش میخکوب شد.
این زشت ترین بچه ای بود که به عمرش می دید. پسر بسیار غمگین شد

 و پیش پدر همسرش رفت و
با گِله گفت: چرا با این که هر دوی ما این قدر زیبا و خوش اندام هستیم،

 ولی بچه ما به این زشتی است؟
پیرمرد جواب داد: دختر سوم من قبلا دختر بسیار خوبی بود.
اما او هم یک عیب کوچک داشت. متوجه نشدی؟!
او قبل از آشنا شدن با تو حامله بود!!!

هی اقایون اینقد خوب و بد نکنید این دخترای بدبختو هم ترشیده نکنید

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 2:20 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

این داستان :

انشای دانش‌آموز دوم دبستان در مورد حيوانات

(اینو نخونی نصف عمرت در فناست)

ما حیوانات را خیلی‌ دوست داریم.بابایمان هم همینطور.
ما هر روز در مورد حیوانات حرف می‌زنیم.بابایمان هم همینطور.
بابایمان همیشه وقتی ‌با ما حرف می‌زند از حیوانات هم یاد می‌کند.

 مثلا امروز بابایمان دوبار به ما گفت؛

 توله سگ مگه تو مشق نداری که شستی پای تلوزیون؟
و هر وقت ما پول میخواهیم می گوید؛ کره خر مگه من نشستم سر گنج؟
چند روز پیش وقتی‌ ما با مامانمان و بابایمان رفتیم خونه عمه زهرا اینا

 یک تاکسی داشت می زد به پیکان بابایمان. بابایمان هم که آن

روی سگش آمده بود بالا به آقاهه گفت؛ مگه کوری گوساله؟

 آقاهه هم گفت؛ کور باباته یابو، پیاده می‌شم همچین می‌زنمت که

 به خر بگی‌ زن دایی، بابایمان هم گفت:برو بینیم بابا جوجه و عین قرقی

 پرید پایین ولی‌ آقاهه از بابایمان خیلی ‌گنده تر بود و بابایمان را مثل سگ کتک زد. بعدش مامانمان به بابایمان گفت؛ مگه کرم داری آخه خرس گنده؟

مجبوری عین خروس جنگی بپری به مردم؟
ما تلوزیون را هم که خیلی‌ حیوان نشان می‌دهد دوست می‌داریم،

البته علی‌آقا شوهر خاله مان می‌گوید که تلوزیون فقط شده راز بقا،

 قدیما که همش گربه و کوسه نشون می‌داد، حالا هم که یا اون

 مارمولک‌ها رونشون می ده یا این بوزینه رو که عین اسب

واسه ملت خالی‌می‌بنده.
ما فکر می‌کنیم که منظور علی‌ آقا کارتون پینوکیو باشه چون هم توش گربه نره داشت هم کوسه هم پینوکیو که دروغ می گفت.
فامیل های ما هم خیلی‌ حیوانات را دوست دارند،

پارسال در عروسی‌ منوچهر پسر خاله مان که رفت قاطی‌ مرغ ها،

شوهر خاله مان دو تا گوسفند آورد که ما با آن ها خیلی‌ بازی کردیم

 ولی‌ بعدش شوهر خاله مان همان وسط سرشان را برید!

 ما اولش خیلی‌ ترسیدیم ولی‌ بابایمان گفت چند تا

عروسی‌ برویم عادت می‌کنیم، البته گوسفندها هم چیزی نگفتند

و گذاشتند شوهر خاله‌مان سرشان را ببرد، حتما دردشان نیامد.ما
نفهمیدیم چطور دردشان نیامده چون یکبار در کامپیوتر داداشمان

 یک فیلم دیدیم که دوتا آقا که هی‌ می گفتند الله اکبر سر یک

 آقا رو که نمی‌گفت الله اکبر بریدند و اون آقاهه خیلی‌ دردش اومد.

 و ما تصمیم گرفتیم که همیشه بگیم الله اکبر که یک وقت کسی‌ سرما را نبرد.


ما نتیجه می گیریم که خیلی‌ خوب شد که ما در ایران به دنیا آمدیم

تا بتوانیم هر روز از اسم حیوانات که نعمت خداوند هستند استفاده کنیم و


آنها را در تلوزیون ببینیم در موردشان حرف بزنیم و عکس‌های آن ها را به دیوار بچسبانیم و به آن ها مهرورزی کنیم و نمی دانیم اگر در ایران به
دنیا نیامده بودیم چه غلطی باید می‌کردیم.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 2:15 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

11966232342442605.jpg

این عكسها تاکیدی بر صحیح بودن جنگ نیست...

آدمهای خوب همه جا خوب و آدمهای بد همه جا بد  خواهند بود

تصاویری که هیچ وقت از صدا و سیما پخش نخواهد شد

در ادامه مطلب .....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 3:24 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

دوستيابي  اينترنتي  رايگان

کلیک کنید

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

کاهش وزن

اسوتلانا نام یک زن روسی با اراده ای است که توانست در عرض یک و نیم سال 

 ۷۰ کیلوگرم از وزن خود کاهش دهد. در ادامه می تونید عکس های او را در

این یک و نیم سال مشاهده کنید و پی به اراده او ببرید…

واقعا دیدنیه حتما ببینید ... ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 29 مهر1388ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

هنر نزد ایرانیان است کلیپ جدید و فوق العاده زیبا از از یه اقایی که صدای سخنگوی اخبار شبکه ی 1 و صدای اقای رفسنجانی رو تقلید میکنه واقعا کارش حرف نداره من خودم دو سه بار این کلیپ رو نگاه کردم?خیلی باحاله از دست ندید

پیشنهاد میکنم حتما این کلیپ زیبا رو دانلود کنید

?

ادامه مطلب .....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 
چشمان خود را بسته و با حضور ذهن
سوره حمد را بخوانید حال آنچه را که مایلید قصد و نیت کنید
آنگاه برای گرفتن فال را کلیک کنید
?

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

عکس های عروسی مجتبی جباری


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

http://www.namakdon.ir/sbr/uploads/n00032939-r-b-003.jpg

ادامه مطلب...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

8 راز تکان دهنده که خانم ها دوست ندارند آقایون بدانند

ادامه مطلب


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

به این تست شك نكنید. این آخرین و استانداردترین تست

شخصیت شناسى است كه این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است.

 پاسخهایش هم اصلاً كار دشوارى نیست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنید.

 یك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد كه بتوانید امتیازهایى كه گرفته اید

 را جمع بزنید . حاضرید؟ پس شروع كنید.

تست شخصيت-از مجموعه تستهاي روانشناسي

۱) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف)صبح    ب) عصر و غروب     ج ) شب
 
 
۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف ) نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
 ب) نسبتاً سریع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم
 ج ) آهسته تر، با سرى صاف روبرو
 د ) آهسته و سربه زیر
 ه) خیلى آهسته
 
 
۳) وقتى با دیگران صحبت مى كنید؛
الف ) مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید
 ب) دستها را در هم قلاب مى كنید
ج ) یك یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید
 د ) دست به شخصى كه با او صحبت مى كنید، مى زنید
 و ه) با گوش خود بازى مى كنید، به چانه تان دست مى زنید
 یا موهایتان را صاف مى كنید
 
 
۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف)?? زانوها خم و پاها تقریباً كنار هم
 ب) چهارزانو
 ج ) پاى صاف و دراز به بیرون
 د ) یك پا زیر دیگرى خم
 
 
۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهید؟
الف ) خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
 ب ) خنده، اما نه بلند،
ج ) با پوزخند كوچك،
د ) لبخند بزرگ،
ه) لبخند كوچك
 
 
۶) وقتى وارد یك میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف ) با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب ) با صداى آرامتر سلام مى كنید و سریع به دنبال شخصى
كه مى شناسید، مى گردید
ج ) در حد امكان آرام وارد مى شوید، سعى مى كنید به نظر سایرین نیایید
 
 
۷) سخت مشغول كارى هستید، بر آن تمركز دارید،
 اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف ) از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى كنید
ب ) بسختى ناراحت مى شوید
ج) حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود
 
 
۸) كدامیك از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف) قرمز یا نارنجى
ب) سیاه
ج) زرد یا آبى كمرنگ
د) سبز
ه) آبى تیره یا ارغوانى
و) سفید
ز) قهوه اى، خاكسترى، بنفش
 
 
۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب
، در چه حالتى دراز مى كشید؟
الف) به پشت
ب) روى شكم (دمر)
ج) به پهلو و كمى خم و دایره اى
د) سر بر روى یك دست
ه) سر زیر پتو یا ملافه...
 

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید كه:
الف) از جایى مى افتید.
ب) مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج) به دنبال كسى یا چیزى هستید.
د) پرواز مى كنید یا در آب غوطه ورید.
ه) اصلاً خواب نمى بینید.
و) معمولاً خواب هاى خوش مى بینید.
 
جواب شما در ادامه مطلب

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

تصاویر دوران کودکی ستارگان ایرانی ! ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

این لیست از سازمان اف.بی.آی استخراج شده و شما هم اگر می خواهید

 پولدار شوید بهتر است دنبال این افراد بگردید … ادامه مطلب .... آخرشه


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

تصاویري از بدل مایکل جکسون ! ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

ساختن یک مجسمه زن با  24000  عدد هلو ! ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

فيلترشكن

 ادامه مطلب ...


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 17 مهر1388ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 
خـــود را به من عادت نده
مــن مثــل هرکــس نیستـم
یک روز هستم پـــــیش تو
یک روز دیـــگر نیستــــــم،
از من مخواه عاشـق شدن
عشق سرابی بیش نیست،
آن کس که از مـن ساختند
جزسایه ایی ازخویش نیست،
هرگــز بـرایــــم دل مـــده
چشمــــــان خود را تر نکـن،
این وضع پـــر آشوب من
آشفتــــــه و بـدتــــــر نکـــن،
هرگــــز نگومی خواهمت
من دوســــــــتت دارم هنـوز
تو حیف هستی نازنیــــــن
در پای بی مهـــــــرم نسوز
ای آفتاب زندگی
دیگر به روی من متاب
آرامش مطلق تویی
من دائما در اضطراب
سر مستی و دلدادگی
از من گذشته خسته ام
فردا عزیمت می کنم
بار سفر را بسته ام
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 
من نه عاشق هستم!!!


و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من !!!


من خودم هستم !!!


و یک حس غریب !!!


که به صد عشق و هوس می ارزد!!!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 
گاهی سوال می شود برایم


سوال می شود که می توانم فراموشت کنم؟


می توانم تو را نبینم ؟

می توانم تو را از یاد ببرم ؟


می توانم حضورت را . از خاطره هایم . از زندگیم پاک کنم ؟


می توانم بی تو . به راهم ادامه دهم ؟


و به فرض توانستن :
اصلا می خواهم این کار را بکنم ؟


گاهی هم سوال را بر می گردانم و از آن طرف می پرسم 

 با این تفاوت که دیگر سوال از توانستن نیست 

 سوال از خواستن و انجام دادن است .


این سوالم می شود که . تو فراموشم می کنی ؟

 اصلا من حضوری دارم پیش تو ؟


ردی از من هست در خاطره هایت . تا بگویی میخواهی حضورم را پاک کنی ؟


با اینکه فکر می کنم جواب سوال خودم را می دانم 

 باز دچار تردید می شوم . چه برسد به جواب سوال تو


می دانم که نه می توانم و نه می خواهم تو را فراموش کنم

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 9:9 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

جوابهای خود را روی یك صفحه كاغذ بنویسید

آنچه را كه به طور طبیعی به ذهنتان می رسد یادداشت كنید

 زمان لازم برای آن كه خودتان را واقعاً در موقعیتهای گفته شده احساس كنید،

در نظر بگیرید. در غیر این صورت این آزمون جنبه تفریحی‌اش را از دست خواهد داد

 

1- خود را در یك كشتی تصوّر كنید كه در حال غرق شدن است.

 شما خود را به آب می‌اندازید و با شناكردن خود را به یك قایق نجات می‌رسانید

 و از آن بالا می‌روید. چند نفر دیگر را در آن قایق نجات همراه خود می‌بینید؟

 

2- خود را به ساحل می‌رسانید و بیابان وسیعی را در مقابل خود می‌بینید.

چند وسیله شخصی و مقداری خوراكی بر می‌دارید و در جستجوی نجات،

 راه بیابان را در پیش می‌گیرید. چند جفت كفش برمی‌دارید؟

 

3- پس از یك راه‌پیمایی طولانی و سخت، از یك تپه شنی بالا می‌روید

و با خوشحالی شهری را در دوردست می‌بینید. همچنین متوجه

می‌شوید كه در فاصله‌ای نه چندان دور در سمت راست شما

 واحه‌ای وجود دارد. آیا ابتدا به آنجا می‌روید و برای مدتی كوتاه،

یا هر چقدر كه می‌خواهید استراحت می‌كنید و یا آن كه آن را نادیده گرفته

 به راهتان به سوی شهر ادامه می‌دهید؟

 

4- پس از ورود به شهر، قصری توجه شما را به خود جلب می‌كند و

 تصمیم می‌گیرید كه وارد آن شوید. پس از عبور از دروازه‌ها،

خود را در یك راهروی طولانی می‌یابید كه به اتاق پادشاه منتهی می‌شود.

وارد اتاق می‌شوید و شاه و ملكه را می‌بینید كه در كنار هم به تخت

نشسته‌اند. شاه و ملكه چه شكلی هستند؟ و چه ویژگیها و

 خصوصیاتی را برایتان مجسم می‌كنند؟

 

5- از آن اتاق خارج می‌شوید و از یك پلكان مارپیچی پایین می‌روید.

 تاریك و سایه‌دار است، با مشعل‌هایی بر روی دیوار كه به طور نوبتی

 روشن و خاموش می‌شوند. همین طور كه پائین می‌روید، ناگهان

 یك زن (اگر شما مرد هستید) و یا یك شوالیه (اگر شما زن هستید)

 از كنارتان عبور می‌كند. شما فقط برای یك لحظه صورتش را می‌بینید

 و این تصویر، یك نفر كه می‌شناسید را به یادتان می‌آورد. او چه كسی است؟

 

6- پلّه‌ها شما را به اتاق پذیرایی می‌رساند و شما میز بسیار

بزرگی با یك گیلاس پایه‌دار در وسط آن می‌بینید. به گیلاس نگاه كنید.

چقدر آن پر از مایعات است؟

تعبیر پاسخ هایتان را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 10:18 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند.

1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید،

کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف : خرگوش

ب : گوسفند

پ : گوزن

ت : اسب

 

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها،

 آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید.

 کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف : میمون 

ب : شیر

پ : مار 

ت : زرافه

 

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات

 شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت

 یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟

الف : سگ

ب : گربه

پ : اسب

ت : مار

 

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه

 از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟

الف : شیر

ب : مار

پ : تمساح

ت : کوسه

 

5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما

به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟

الف : گوسفند

ب : اسب

پ : خرگوش

ت : پرنده

 

6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان

 همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟

الف : انسان

ب : خوک

پ : گاو

ت : پرنده

 

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید.

 کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟

الف : دایناسور

ب : ببر

پ : خرس قطبی

ت : پلنگ

 

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید،

کدامیک را انتخاب می‌کردید؟

الف : شیر

ب : گربه

پ : اسب

ت : کبوتر

جواب ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 10:15 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

گروه طراحان ستاره در سال ۱۳۸۷ با هدف فعاليت در زمينه طراحي شروع به كار كرد .

 

اين گروه شامل عده اي از طراحان حرفه اي است كه به صورت گسترده به فعاليت مي پردازند .

هدف از ايجاد اين گروه ارائه مشاوره و انجام خدمات در زمينه هاي : 

ساير امور طراحي اعم از

طراحي بيلبورد ، بروشور ، طراحي لوگو ( آرم ) فلكسي فيس ، كارت هاي تجاري و ....

Www.STARGROUP.Blogfa.Com

حـتما دیـدنـ کـنید

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت 6:3 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

خدا جواب داد

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و

بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توان شروع به دویدن کنی .

كوچك باش و عاشق... كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران...

زلال كه باشى، آسمان در توست

 |+| نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

محرم وقت خوبیه واسه ....

فکرش نکن    میدونم    خوب میدونی    که چی دارم میگم

توبه کن که خدا تورو می بخشه

هرچی بخوای . هرچی بگی . هرکاری بخوای

برات انجام میده . به حسین توکل کن که ناامیدت نمیکنه

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 15 دی1387ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

http://www.neptunefilms.com/crntpict/ishq2.JPG

 

با اين تست ميتونيد به عمق عشقي كه نسبت به همسر يا دوستتون داريد پي ببريد پس سوالات رو به دقت بخونيد و جواب بديد………

براي پاسخ دادن يكي از جوابهاي زير رو انتخاب كنيد:

به هيچ وجه= ۱ امتياز       تقريبا=۲ امتياز       خيلي زياد=۳ امتياز


۱ـ من حامي رفاه و سلامتي او هستم.
۲ـ من با او رابطه ي پرشور و حرارتي دارم.
۳ـ ميتونم در مواقع نياز روي كمكش حساب كنم.
۴ـ همسرم (دوستم) ميتونه در مواقع نياز روي كمكم حساب كنه.
۵ـ مايلم اموال و دارايي هايم رو با او شريك بشم.
۶ـ از لحاظ عاطفي حمايتم ميكنه.
۷ـ من هم از لحاظ عاطفي حمايتش ميكنم.
۸ـ ارتباط خوبي با هم داريم.
۹ـ من براش ارزش زيادي قائلم.
۱۰ـ من به او احساس نزديكي و صميميت ميكنم.
۱۱ـ رابطمون خوب و راحته.
۱۲ـ احساس ميكنم واقعا اونو درك ميكنم.
۱۳ـ او هم واقعا منو درك ميكنه.
۱۴ـ واقعا بهش اعتماد دارم.
۱۵ـ مسائل شخصي خودمو با او در ميون ميذارم.
۱۶ـ فقط با ديدن او هيجان زده ميشم.
۱۷ـ طي روز مدام به او فكر ميكنم.
۱۸ـ رابطمون خيلي رمانتيكه.
۱۹ـ اونو خيلي جذاب ميبينم.
۲۰ـ اونو بسيار آرماني ميبينم.
۲۱ـ نميتونم تصور كنم كه شخص ديگه اي بجز او منو اينقدر خوشحال كنه.
۲۲ـ ترجيح ميدم تمام زندگيم رو در كنار او باشم.
۲۳ـ هيچ چيز ديگه مهمتر از رابطه ي من با او نيست.
۲۴ـ گفتگوي خودموني با او رو به طور خاصي دوست دارم.
۲۵ـ در رابطه ي ما يك چيز جادويي وجود داره.
۲۶ـ من عاشق او هستم.
۲۷ـ نميتونم زندگي رو بدون او تصور كنم.
۲۸ـ رابطمون خيلي احساسيه.
۲۹ـ وقتي فيلم رمانتيك ميبينم به همسرم فكر ميكنم.
۳۰ـ درباره او روياپردازي ميكنم.

و اما جواب ها که در ادامه مطلب هست ....
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

مصطفی زمانی بازیگر نقش حضرت یوسف

 

هفته های اخیر سریال حضرت یوسف در حال پخش شدن است ،

سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ،

فیلمی که در آن زلیخا عاشق حضرت یوسف میشود.

 مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي

ايفاي اين نقش آموزش‌هاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاس‌هاي ورزشي

و بدن‌سازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.
***
دنبال يك زندگي راحت هستم

تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنش اگرچاقو

به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد. ازاين قصه كه بگذريم،

با خودم فكرمي كردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي

كه عرصه سينما را به دست گرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.

يوسفي كه ازميان 3 هزارنفربراي مصاحبه مي آيد نيزيكي ازهمان چشم

رنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشترمرا به ياد مسيح مي اندازد.

او خيلي اتفاقي گذارش به شهرپر وسوسه و خيال انگيزسينما افتاده و هنوز

 روزهاي دوست داشتني و دشوارشهرت براي او از راه نرسيده است.

به همين خاطرمي شود هر جايي نشست و با او از يوسفي حرف زد

كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم ندارد.

گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي

را گرفته اند تا معصوميت ببخشند.

دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راه دشوار

سينما را به خاطرزيبايي چهره شان يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه

معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.

ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگرشهرستاني معرفي

كرده و[به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را دردل او

نشانده اند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار

و نقدها را مي گذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود

داشتن يا نداشتن را درچهره ي او جستجو كرد.

يوسفي كه حالا مي بينيم جوان 23 ساله اي است اهل فريدون كنار.

اوشبيه همه جوان هاي دور و برم لباس پوشيده و يك غرورپنهاني را

درتكان دادن هاي دست و حتي نگاه كردنش به آدم هاي ميزكناري مي بينم.

 تعجب نمي كنم وقتي مي گويد دو تا دوست بيشترندارد وهمكلاسي

هايش مي گويند: فلاني به زمين هم فخر مي فروشد.با مصطفي زماني

 دريك شب زمستاني گفتگومي كنم. تا به خانه برسم به يوسفي

فكرمي كنم كه تصويري كردن حقيقت زيبايي اش بي شك كار دشواري است

( كه شايد ازعهده ي هيچكدام ازاين خيل چشم رنگي ها برنيايد).

ازبين چند كانديدا انتخاب شديد ؟

اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين

پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به

 آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست

را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها

فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم

بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد،

 با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست

گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي

 آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري

 دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل

 اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي

دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم

 مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگر

ناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال

ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن

ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري

 وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.

با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي

دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود

 يك سال است كارمي كنم.

و اما ادامه مطلب و عکسهای بیشتر و .......


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

The image “http://ylym.files.wordpress.com/2008/03/kjlhjuyhuituytrtyrtyrtrtrtrtrtryryryryt.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

 

به سوالات زير با دقت و صادقانه پاسخ بدهيد و در پايان تعبير پاسخ هايتان را مشاهده بفرمائيد

سوال ها: Wink


1. دريا را با كدام يك از ويژگي هاي زير تشريح مي كنيد؟
آبي تيره، شفاف، سبز، گل‌آلود


2. كدام يك از اشكال زير را دوست داريد؟
دايره، مربع يا مثلث
 


3- فرض كنيد در راهرويي راه مي رويد . دو در مي بينيد . يكي در 5 قدمي سمت چپ تان و ديگري در انتهاي راهرو . هر دو در باز هستند . كليدي روي زمين درست جلوي شما افتاده است. آيا آن را بر مي داريد ؟
 


4- رنگهاي روبرو را به ترتيب اولويتي كه برايتان دارند بگوييد . قرمز , آبي , سبز ,سياه و سفيد
 


5. دوست داريد در كدام قسمت كوه باشيد؟
 


6- در ذهنتان اسب چه رنگي است ؟
قهوه‌اي، سياه يا سفيد
 


7- توفاني در راه است . كداميك را انتخاب مي كنيد: يك اسب يا يك خانه ؟



و اما
پاسخ ها:

.

.

.

.

.

..

...

پاسخ ها در ادامه مطلب حتما بخونید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه 19 آبان1387ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط P o r i y a   | 

باورتون میشه که :

ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
 
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.

ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.

ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.

ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.

ـ در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.

ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.

ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.

ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.

ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.

ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.

ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.

ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.

- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت

- آب دریا بهترین ماسك صورت است !

- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !

- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !

- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !

- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 2:13 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

- مریم کاویانی --- پرستار
- نیکی کریمی --- مترجم
- شبنم قلی‌خانی --- مدرس دانشگاه
- مرتضی حیدری --- سهامدار بانک
- هرمز شجاعی مهر – سردبیر خانواده سبز
- سیدمحمدرضا حسینیان --- سردبیر زندگی ایده‌آل
- لاله صبوری --- مدیر رستوران (قبلاً)
- حمید غلامعلی --- کارمند بانک
- رضا عطاران --- آتلیه عکاسی
- مجید اخشابی --- استودیوی تولید موسیقی
- مهرداد میناوند --- معاملات املاک در امارات
- بهاره رهنما --- نویسنده
- حسین رفیعی --- آتلیه نقاشی
- محمد نصرتی --- فروشگاه لوازم صوتی و تصویری
- پوریا پورسرخ --- طراحی فضای سبز
- شاهین آرین --- تالار پذیرایی
- سپند و کمند امیرسلیمانی --- آتلیه عکاسی
- حسن جوهرچی--- تبلیغات
- علی دهکردی --- دفتر فیلمسازی
- حمید استیلی --- بوتیک
- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحی داخلی
- امیر تاجیک --- مهندسی بدنه هواپیما (قبلاً)
- سید جواد هاشمی --- معلم

 |+| نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

اینم یسری جوک که حال کردم امروز شما هارو بخندونم


واحد نظرسنجي صدا و سيما:
"نظر شما راجع به پيشنهاد زليخا چيست؟"
1.زود بود
2.دير بود
3.به موقع بود
4.کاش جاي يوسف بودم!!


مومیائی جسد پوتیفار عزیز مصر کشف شد و پس از بررسی رشتی بودن او تائیید شد !!!big grin



يک منبع اگاه اعلام کرد که همزمان با پخش صحنه ورود يوزاسيف به مهماني زليخا 99% مردان قزويني دست خود را باچاقو بريدند وي افزود 1% باقيمانده که موفق به ديدن صحنه نشده بودند رگ گردن خودرا با چاقو بريدند !!!



بیا من بشم یوسف تو هم زلیخا ٬ فقط جون مادرت این دفعه یه کم تندتر بدو نذار فرار کنم !!!
cowboy



معتاده به دختره متلک ميگه :
چشاش بيشت !
لباش بيشت !
تيپش بيشت !
دختره برميگرده ميگه : گم شو آشغال !
معتاده ميگه : انژباط شفر !!!
rolling on the floor



نصيحت پدرانه يک لر به بچه در شب امتحان :
امشو بشين به گهي بخور ، تا فردا يه اني بشي ! تا توي يه طويله اي رات بدن !!!



یه کُرد رو میبرن جهنم بعد میبینند هیچ کی تو جهنم نیست تحقیق میکنند میبینند همه رو قاچاقی برده بهشت
devil



تو شیراز مادر رو از دختر نمیشه تشخیص داد تو اصفهان گدا رو از پولدر تو تهران دخترو از پسر!!



به علت تورم فزاینده ی امسال ، نام امسال به " فشار ملی و تحمل اجباری " تغییر كرد !
hee hee



یکی در آرزوی دیدن توست ، یکی در حسرت بوسیدن توست ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست
rose



هر کدوم از ما چون فرشتگانی با 1 بال هستیم ، تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم . . .
angel



وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنن اما گفتن اجازه صاحبش لازمه. اجازه میدی ؟



ميلاد منجى،
پيام عدالت،
نگين امامت،
مونس محمد،
...
...
اينا رو ديشب تو پارتى گرفتن، ببين از فاميلاتون نيستن؟
drooling



حیف نون رفته بوده تئاتر، دوستش ازش می پرسه: چطور بود؟
حیف نون میگه: خوب بود، ولی آخرش رو نفهمیدم چی شد. قست اول که تموم شد یک پلاکارد نشون دادن که نوشته بود: "پرده دوم، دو سال بعد"
من دیگه حوصله نداشتم دو سال صبر کنم اومدم بیرون!



تو مي توني 2 ميليون به من قرض بدي ، مي دونم كه داري ، كمكم كن به خدا بهت بر مي گردونم
.
.
( التماس غضنفر به يك خودپرداز!)
oh go on




غضنفر جوراب مي خره براش بزرگ بوده جلوش پنبه ميذاره !
laughing



هر وقت کسی رو دیدی احساس کردی میخواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش... زبونت بند اومده... صدایی نمی شنوی... زمان نمی گذره... مطمئن باش عزرائیله
big grin



به تركه ميگن يه جمله بساز که توش آب باشه . ميگه : لوله



لذت بوسيدن در تاريكي ده برابر بيشتر از بوسيدن در روشنايي است . (‌ وزارت نيرو )



مگسه نامزدش رو می گیره تو بغلش، میگه: عزیزم! من تو را با هیچ گهى عوض نمی کنم!



اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!



هه هه هه...
ببخشید، یه لحظه تو رو تو ذهنم تجسم کردم، نتونستم جلوی خنده مو بگیرم!

 

 |+| نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

تو شرکت مايکر سافت يه قسمتي وجود داره به اسم عيب يابي تلفني و مشاوره 

(فکر کنم درست ترجمه کردم)


هر کسي مشکلي داشته باشه راجع به کامپيوتر و   برنامه هاي کامپيوتري به اين مرکز

زنگ ميزنه و از اون ها راهنمايي ميخواد..فرض رو بر اين ميزاريم که هر کسي که


چند تا از مکالمات و مشاوره هاي تلفني اين مرکز رو بخونين ...


 
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مرکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست
مرکز : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد...

مشتري : سلام، من "سلين" هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام ... من نمي تونم پرينت کنم.
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و ...
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه : "نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم" من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه...

مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم
مرکز
: آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.

مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده.

مرکز : و الآن F8 رو بزنين.
مشتري : کار نمي کنه.
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته...

مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه ... اون يکي کار مي کنه!

مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟

يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.

مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.
مشتري : اوه، ببخشيد... Internet Explorer

مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!

مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟

مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 9:1 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

تست روانشناسی ... جالب و ....... نمیدونم چی بگم خودتون توصیف کنید

The image “http://tinypic.ws/files/m4ae7vyjsk3jp1gp0yah.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

جواب سوال هاي زير را دريک کاغذ يادداشت کنيد
حیوانی که در زیر نوشته شده را به ترتیبی که دوست دارید

انتخاب کنید و بنویسید
پلنگ - اسب - گاو - خوک - گوسفند



کلمات نوشته شده در زیر را با یک لغت توصیف کنید
سگ
گربه
موش
دريا



در مقابل هرکدام از رنگهای زیر اسم یکی از دوستانتان را که

فکر میکنید شخصیتش به رنگ می خورد را بنویسید
نارنجی
قرمز
سبز
زرد
سفيد


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 8:42 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

حتما بخونید ... خیلی جالب .... درس عبرتی واسه دخترهای

ماجرای یک خواستگاری جالب !

The image “http://i10.tinypic.com/4uaan2a.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


بعد از اين كه مدت ها دنبال دختري باوقار و باشخصيت گشتيم كه هم خانواده ي

 اصيل و مؤمني داشته باشد و هم حاضر به ازدواج با من باشد،

بالاخره عمه ام دختري را به ما معرفي كرد.وقتي پرسيدم از كجا مي داند اين

دختر همان كسي است كه من مي خواهم، گفت:راستش توي تاكسي

ديدمش.از قيافه اش خوشم آمد.ديدم هماني است كه تو مي خواهي.

وقتي پياده شد، من هم پياده شدم و تعقيبش كردم.دم در خانه اش به طور

اتفاقي بابايش را ديدم كه داشت با يكي از همسايه ها حرف مي زد.

به ظاهرش مي خورد كه آدم خوبي باشد.خلاصه قيافه ي دختره كه حسابي

به دل من نشسته بود،گفتم: من هر طور شده اين وصلت را جور مي كنم.

ما وقتي حرف هاي محكم و مستدل عمه مان را شنيديم.گفتيم:

يا نصيب و يا قسمت! چه قدر دنبال دختر بگرديم؟از پا افتاديم، همين را

دنبال مي كنيم.ان شاء الله خوب است.اين طوري شد كه رفتيم به

خواستگاري آن دختر


پدر دختر پرسيد: آقازاده چه كاره اند؟
-دانشجو هستند.

-مي دانم دانشجو هستند.شغلشان چيست؟
-ما هم شغلشان را عرض كرديم.
-يعني ايشان بابت درس خواندن پول هم مي گيرند.
-نخير، اتفاقاً ايشان در دانشگاه آزاد درس مي خوانند:
به اندازه ي هيكلشان پول مي دهند.
-پس بيكار هستند.

-اختيار داريد قربان! رشته ايشان مهندسي است.قرار است مهندش شوند


پدر دختر بدون اين كه بگذارد ما حرف ديگري بزنيم گفت:

ما دختر به شغل نسيه نمي دهيم.بفرماييد؛ و مؤدبانه ما را به طرف

در خانه راهنمايي كرد.


عمه خانم كه مي خواست هر طور شده دست من و آن دختر را بگذارد

توي دست هم، آن قدر با خانواده ي دختر صحبت كرد تا بالاخره راضي شدند.

فعلاً به شغل دانشجويي ما اكتفا كنند، به شرط آن كه تعهد كتبي بدهيم

بعد از دانشگاه حتماً برويم سركار، اين طوري شد كه ما دوباره رفتيم خواستگاري


پدر دختر گفت:و اما . . . مهريه، به نظر من هزار تا سكه طلا. . .


تا اسم«هزار تا سكه طلا» آمد، بابام منتظر نماند پدر دختر بقيه ي حرفش

را بزند بلند شد كه برود؛اما فك و فاميل جلويش را گرفتند كه: بابا هزار

تا سكه كه چيزي نيست؛ مهريه را كي داده كي گرفته . . . بابام نشست؛

اما مثل برج زهر مار بود.پدر دختر گفت:ميل خودتان است.اگر نمي خواهيد،

مي توانيد برويد سراغ يك خانواده ي ديگر.

بابام گفت:نخير، بفرماييد. در خدمتتان هستيم.


-اگر در خدمت ما هستيد، پس چرا بلند شديد؟
بابام كه ديگر حسابي كفري شده بود، گفت:بابا جان!

بلند شدم كمربندم را سفت كنم، شما امرتان را بفرماييد.


پدر دختر گفت:بله، هزار تا سكه ي طلا، دو دانگ خانه...
بابا دوباره بلند شد كه از خانه بزند بيرون؛ ولي باز هم بستگان راضي اش

كردند كه اي بابا خانه به اسم زن باشد، يا مرد كه فرقي نمي كند.

هر دو مي خواهند با هم زندگي كنند ديگر.
و باز بابام با اوقات تلخي نشست.پدر دختر پرسيد: باز هم بلند شديد

كمربندتان را سفت كنيد؟بابام گفت: نخير! دفعه ي قبل شلوارم را

خيلي بالا كشيده بودم داشتم ميزانش مي كردم!

پدر دختر گفت:بله، داشتم مي گفتم دو دانگ خانه و يك حج.مبارك است

ان شاء الله
بابام اين دفعه بلند شد و داد زد: برو بابا، چي چي را مبارك است؟

مگر در دنيا فقط همين يك دختر است.و ما تا بياييم به خودمان بجنبيم،

كفش هايمان توسط پدر آن دختر خانم به وسط كوچه پرواز كردند و

ما هم وسط كوچه كفش هايمان را جفت كرديم و پوشيديم و با خيال

راحت رفتيم خانه مان.


مگر عمه خانم دست بردار بود.آن قدر رفت و آمد تا پدر او را راضي كرد

كه فعلاً اسمي از حج نياورد تا معامله جوش بخورد.بعداً يك فكري بكنند.


پدر دختر گفت:و اما شيربها، شيربها بهتر است دو ميليون تومان باشد...


بعد زير چشمي نگاه كرد تا ببيند بابام باز هم بلند مي شود يا نه.

وقتي آرامش بابام را ديد ادامه داد:به اضافه وسايل چوبي منزل.


بابام حرف او را قطع كرد.منظورتان از وسايل چوبي همان در و

پنجره و اين جور چيزهاست؟

پدر دختر با اوقات تلخي گفت:نخير، كمد و ميز توالت و تخت و ميز

ناهارخوري و ميز تلويزيون و مبلمان است.


بابام گفت:ولي آقاجان، پسر ما عادت ندارد روي تخت بخوابد.ناهارش

را هم روي زمين مي خورد.اهل مبل و اين جور چيزها هم نيست.


پدر دختر گفت:ولي اين ها بايد باشد،اگر نباشد، كلاس ما زير سؤال مي رود.


و بعد از كمي گفتمان و فحشمان، كفش هاي ما رفت وسط كوچه.


دوباره عمه خانم دست به كار شد.انگار نذر كرده بود هر طور شده اين

دختره را ببندد به ناف ما! قرار شد دور وسايل چوبي را خط بكشند؛

و ما دوباره به خانه ي آن دختر رفتيم.

بابام تصميم گرفته بود مسأله ي جهيزيه را پيش بكشد و سنگ تمام بگذارد

تا بلكه گوشه اي از كلاس گذاشتن هاي باباي آن دختر را جواب گفته باشد.

اين بود كه تا صحبت ها شروع شد،بابام گفت: در رابطه با جهيزيه... !


پدر دختر حرف او را قطع كرد و گفت:البته بايد عرض كنم در

طايفه ما جهيزيه رسم نيست.


بابام گفت:اتفاقاً در طايفه ي ما رسم است.خوبش هم رسم است.

شما كه نمي خواهيد جهيزيه بدهيد، پس براي چي از ما شيربها مي خواهيد؟


- شيربها كه ربطي به جهيزيه ندارد.شيربها پول شيري است كه خانمم

به دخترش داده.او دو سال تمام شيره ي جانش را به كام دختري ريخته

كه مي خواهد تا آخر عمر در خانه ي پسر شما بماند.بابام گفت:

خب مي خواست شير ندهد. مگر ما گفتيم به دخترتان شير بدهيد؟

اگر با ما بود مي گفتيم چايي بدهد تا ارزان تر در بيايد.مگر خانمتان

شير نارگيل و شيركاكائو به دخترتان داده كه پولش دو ميليون تومان شده است؟!

پدر دختر گفت: دختر ما كلفت هم مي خواهد.


بابام گفت:چه بهتر.يك كلفت هم با او بفرستيد بيايد خانه ي پسرم.


- نه خير كلفت را بايد داماد بگيرد.دختر من كه نمي تواند آن جا حمالي كند.


- حالا كي گفته دخترتان مي خواهد حمالي كند؟


مگر مي خواهيد دخترتان را بفرستيد كارخانه ي گچ و سيمان؟

كفش هاي ما طبق معمول وسط كوچه!!!
در مجلس بعد پدر دختر گفت:محل عروسي بايد آبرومند باشد.

اولاً، رسم ما اين است كه سه شب عروسي بگيريم.

ثانياً بايد هر شب سه نوع غذا سفارش بدهيد،

در يك باشگاه مجهز و عالي.
بابا گفت:مگر داريد به پسر خشايار شاه زن مي دهيد؟

اصلاً مگر بايد طبق رسم شما عمل كنيم؟


كفش ها طبق معمول وسط كوچه!!!


ادامه مطلب رو حتما دنبال کنید قسمت جالب این موضوع در ادامه مطلب ...  


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

 

مهارت جذب افراد در دنياي امروز يکي از توانايي هاي مهم است.

 به طور حتم همه ما به حمايت و همراهي ديگران نياز داريم

تا به اهداف خود دست يابيم

توصيه هاي مفيدي براي تأثير گذاشتن بر افراد بيان ميشود

 

1- مهربان و صميمي باشيد:

براي اينکه روز خوبي داشته باشيد لبخند بزنيد. تحسين واقعي و صادقانه براي روحيه دادن به افراد ارزش بالايي دارد. به آنها ثابت کنيد که هر جا احتياج به کمک دارند ، حضور داريد ، بدين ترتيب به طور حتم افراد مورد نظر پذيراي شما خواهند شد.


2- براي آن ها دلايل قانع کننده فراهم کنيد:

به آن ها توضيح دهيد که چگونه عقايد و پيشنهاد هاي شما مي تواند بترين روش براي اجرا کردن باشد.

نمونه هاي عيني و انکار ناپدير را به آن ها نشان دهيد و کار خود را با ديگر رقابت کننده ها مقايسه نماييد.

حتما توضيح دهيد که همه گفته هاي شما درست و واقعي است تا اعتبار خوبي داشته باشيد.


3- احتياجات و خواسته هاي آن ها را بدانيد:

افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقيت خود مي انديشند، اگر ثابت کنيد که پيشنهاد شما سود بيشتري براي آن ها دارد ، به طور حتم پذيراي شما هستند.

اگر علايق و انتظاراتشان را بدانيد اشتياق آن ها بيشتر ميشود تا به طرف شما بيايند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار مي شود.


4- وارد دنياي آن ها شويد:

با در نظر گرفتن ديدگا ها و نظرات شخصي آن ها شرايط را درک نماييد. علايق شخصي خود را کنا ر بگذاريد و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنيد. تصور کنيد اگر به جاي آن ها بوديد چه کاري انجام مي داديد؟ و يا اين که عقيده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهيد. رفتار مورد نظر را کپي نماييد ؛ به طرز صحبت کردن و حتي فکر کردن او دقت کنيد، اگر در هنگام تفکر با دستانش پيشاني خود را ميمالد شما هم اين کار را انجام دهيد، اگر آرام صحبت مي کند ، مانند خودش رفتار نماييد.

در حقيقت شما مانند يک آينه عمل ميکنيد ؛ با اين کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتي بيشتري مي کنند چرا که خودشان را در شما ميبينند ، به عبارت ديگر رفتار خود را در شما مشاهده ميکنند. البته با دقت کامل رفتار کنيد. طوري که متوجه نشوند از آن ها کپي ميکنيد شايد اين کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و ديدگاهش نسبت به شما منفي شود.

هميشه به خاطر داشته باشيد که مهمترين عامل براي جذب کردن ديگران اين نيست که چقدر به آن ها نزديک هستيد و يا اين که کار هاي چشمگيري انجام مي دهيد ، اگر رفتار شما براي آن ها رضايت بخش نباشد مسلما موفق نبوديد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

واقعاً درآمد کسب کنید!

پول پول همه اش پول!

فرم ثبت نام - چیزی که منم اولش با ورم نمیشد  

سایت جدید و معتبر و تضمین شده برای کسب درآمد بسیار آسان از کامپیوتر شخصی

فقط ۵ دقیقه وقت بگذارید تا آینده خود را تضمین کنید. یک فرصت اثتثنایی

 ابتدا روی لینک روبرو کلیک کنید : http://i7.tinypic.com/21mu5au.jpg

این چک هایی که می بینید کاملا واقعی هستند. آقای محسن حاجیان که من هم زیر مجموعه او هستم، قبل از اینکه این چک ها به دستش برسد فکر می کرد این سایت هم مثل هزاران سایت دیگر متقلب است اما این چنین نبود. این چک ها را می توانید از بانک های رفاه و ملی نقد کنید.

کار با این سایت بسیار آسان است. شما فقط لازم است عضو سایت شوید و یک برنامه ۵٠٠ کیلو بایتی را از این سایت دانلود کرده و هربار که وارد اینترنت می شوید این برنامه را اجرا کنید. این برنامه بدون مصرف کردن حجمی از اینترنت شما و بدون هیچ کاهش سرعتی به حساب شما پول می ریزد. اگر پول بیشتر می خواهید می توانید با پیدا کردن زیرمجموعه برای خود درآمد بیشتری داشته باشید. اگر شما ADSL (اینترنت پر سرعت) دارید می توانید شبانه روزی از این سایت استفاده کنید و درآمد زیادی داشته باشید. این سایت ١٠٠% پرداختی دارد و تضمین شده است.

فرم ثبت نام - چیزی که منم اولش با ورم نمیشد  

بعد از ثبت نام به  سایت tickerbar.info برید و  قسمت   member  login را  انتخاب کنید و در قسمت address email ایمیلتون را وارد کنید و در قسمت password همان پسوردی که هنگام ثبت نام وارد کردید را وارد کنید بعد روی login کلیک کنید  تا به صفحه شخصی خود برید. در این صفحه اطلاعاتی در مورد تعداد زیر مجموعه های شما ، میزان درآمد شما و... نوشته شده است. 

در تقریبا پایین صفحه زیر عبارت Your Automatic Referral URL is آدرس لینکی است که شما به دیگران می دهید تا از طرف شما ثبت نام کنند و زیر گروه شما شوند. 

آیا این کار کلاهبرداری نیست؟ 

ثبت نام در این سایت رایگان است و پولی از شما نمی گیرد، پس در این صورت هرگز کلاهبرداری نیست.

مزیتهای سایت Green Horse : 

1- شما در این سایت استخدام می شوید. 

۲- حقوق ماهیانه دریافت می کنید. 

۳- دوستانتان فقط از طریق لینک دعوت شما می توانند عضو شوند.

۴- درآمد شما به صورت تصاعدی بالا می رود. 

۵- سقف درآمدی که شما از این سایت می توانیید دریافت کنید ۱۰۰۰۰۰ دلار است.  ( ۹۸ میلیون تومان ) 

۶- رشد زیر مجموعه های شما تعادلی نیست. 

۷- ثبت نام در این سایت رایگان است. 

 طریقه پورسانت دهی در این سایت : 

مرحله اول : به ازای ۱۰ نفر ۱ دلار در ماه 

مرحله دوم : به ازای ۱۰۰نفر ۱۰ دلار در ماه 

مرحله سوم : به ازای ۱۰۰۰نفر ۱۰۰ دلار در ماه 

مرحله چهارم : به ازای ۱۰۰۰۰نفر ۱۰۰۰ دلار در ماه 

مرحله پنجم : به ازای ۱۰۰۰۰۰نفر ۱۰۰۰۰دلار در ماه

مرحله ششم : به ازای ۱۰۰۰۰۰۰نفر ۱۰۰۰۰۰دلار در ماه 

 چه طور می توانیم این همه را زیر مجموعه خود کنیم ؟ 

این کار مشکل نیست  باید حوصله  داشته  باشید. شما مثلا ۱۰ نفر را از طرف خودتون به سایت معرفی می کنید ، بعد این ۱۰ نفر هر کدام به دنبال ۱۰ نفر دیگر هستند به این ترتیب زیر مجموعه های شما به ۱۰۰ نفر ارتقاء پیدا می کنند و بعد این 100 نفر هر کدام به دنبال 10 نفر دیگه هستند که زیر مجموعه شما به 1000 نفر می رسد و به همین ترتیب به صورت تصاعدی بالا می رود. 

 این پول را از کجا می آورند و به ما می دهند ؟ 

در اینترنت وب سایتهایی  هستند  که به کار تبلیغ  مشغولند و هر چه  قدر  که اعضا سایتشون بیشتر باشه شرکتها بیشتر به اونا تبلیغ می دهند و این وب سایتها برای این که اعضاشون بیشتر بشه قسمتی از پولی را که شرکتها به اونا می دهند بین اعضاشون تقسیم می کنند که در برابر درآمد خودشون ناچیزه . 

 

خوب حالا چگونه این پول به شما می رسد ؟  

پول شما به وسیله چک فرستاده می شود که به راحتی میتوانید آن را در بانکهای طرف قرارداد بانک ملی و بانک رفاه به پول نقد تبدیل کنید. شما می توانیید وقتی که موجودی شما در سایت به۹۰ دلار رسید تقاضای چک کنید تا برای شما ارسال شود . 

برای ثبت نام در سایت  greenhorse روی ثبت نام کلیک کنید.

 

فرم ثبت نام - چیزی که منم اولش با ورم نمیشد  

راهنمای ثبت نام :  

address email : آدرس ایمیلتون را وارد کنید 

first name : نام کوچک خود را وارد کنبد 

last name : نام فامیل خود را وارد کنید 

birthday : تاریخ تولد خودتون رو به میلادی وارد کنید. برای تبدیل سن شما به میلادی ابتدا سن خود را حساب کنید سپس آن را از سال میلادی فعلی کم کنید. برای بدست آوردن تاریخ تولد و ماهی که در آن به دنیا آمدید از تقویم استفاده کنید.

gender : جنسیت خود را انتخاب انتخاب کنید. مرد:  male -  زن: female 

own credit card : گزینه no را انتخاب کنید. 

country : ایران را انتخاب کنید. 

do you agree with the termsof service : گزینه yes را انتخاب کنید.

حالا روی go to step2 کلیک کنید تا به صفحه دوم ثبت نام برید. 

password : رمز خود را وارد کنید. ( حداقل 6 حرف ) 

confirm : رمز خود را تکرار کنید. 

password question : این قسمت یک سوال امنیتی است برای وقتی که رمز عبور یادتون رفت .مثلا نام  خودتون را سوال کنید برای این کار جمله زیر را بنویسید :what is your name 

password answer : جواب سوال خودتون رو بدید. 

در بخش بعدی باید ساعت خودتون رو بدید که گزینه met ewast time middel رو انتخاب کنید. 

phone number : تلفن منزلتون رو وارد کنید. در مربع سمت چپ کد ایران 98 ، در مربع وسط کد شهر بدون صفر مثلا کد تهران 21 ، در مربع سمت راست شماره خونتون را وارد کنید. 

spoken language : زبان فارسی یعنی persian رو انتخاب کنید. 

secondary language : زبان دوم خودتون رو انتخاب کنید english رو انتخاب کنید. 

street address : آدرس دقیق خانه را بدید. در خارج آدرس دادن مثل ایران نیست مثلا : بلوار گلستان - 

میدان گلستان - خیابان گلها - کوچه 4 - ساختمان گلها - طبقه 4 - واحد 11 که این آدرس درست برعکس باید نوشته شود.

 

 no  پلاک           مثل : no ۲۳ به معنی پلاک ۲۳

floor طبقه       متل  : forth floor به معنی طبقه 4 

building ساختمان      مثل : golha building به معنی ساختمان گلها 

alley کوچه       مثل : forth alley به معنی کوچه 4 

st خیابان        مثل  :  st galha به معنی خیابان گلها 

sq میدان       مثل  :  sq golestan به معنی  میدان گلستان

blv بلوار      مثل : blv golestan به معنی بلوار گلستان 

city/region : نام شهر خود را وارد کنید. 

state/province : نام استان خود را وارد کنید. 

zip postal code : کد پستی خود را وارد کنید.

street address 2 : اگر آدرس دیگری می خواهید در اینجا بنویسید. 

در قسمت بعد کار خود را انتخاب کنید. اگر دانش آموز یا دانشجو هستید education/training را انتخاب کنید. 

income : در این قسمت باید درآمدتان را انتخاب کنید که می توانید گزینه 24،999$ را انتخاب کنید. 

حالا مربع بالای go to final step تیک بزنید بعد روی گزینه go to final step کلیک کنید تا به صفحه آخر بروید. 

روی گزینه active account کلیک کنید تا اکانتتان فعال شود. 

ثبت نام تمام شد. 

 طریقه رفتن به صفحه شخصی : 

 به  سایت tickerbar.info برید و  قسمت   member  login را  انتخاب کنید و در قسمت address email ایمیلتون را وارد کنید و در قسمت password همان پسوردی که هنگام ثبت نام وارد کردید را وارد کنید بعد روی login کلیک کنید  تا به صفحه شخصی خود برید. در این صفحه اطلاعاتی در مورد تعداد زیر مجموعه های شما ، میزان درآمد شما و... نوشته شده است. 

در تقریبا پایین صفحه زیر عبارت Your Automatic Referral URL is آدرس لینکی است که شما به دیگران می دهید تا از طرف شما ثبت نام کنند و زیر گروه شما شوند.  

 نکات خیلی مهم:  

 بعد از ثبت نام باید برنامه tickerbar را از سایت greenhorse دانلود کنید و بعد از دانلود نصب کنید طریقه نصب : باید گذینه اول رابزنید و یس را بزنید و قبل از وارد اینترنت آن را اجرا و تا موقع خارج شدن از اینترنت آن را نبندید تا به عنوان عضو فعال این سایت محسوب شوید در غیر این صورت پورسانتی به شما تعلق نمی گیرد.

 شما نمی توانید دو بار در این سایت ثبت نام کنید چون اگر چنین شد، شما و هرچی که درآمد در این سایت دارید و تمام زیر مجموعه هایتان پاک می شوند.  اگر می شد چند بار ثبت نام  کرد دیگه  وقت را نمی خواست برای جمع کردن عضو تلف کرد و خودمان ثبت نام می کردیم . 

 در صفحه شخصی شما دو گزینه وجود دارد یکی user information که برای چیزهایی است  که در هنگام ثبت نام وارد کردید و delete account که برای پاک کردن صفحه شما است. من به شماتوصیه می کنم هیچ وقت روی این گزینه کلیک نکنید.

مدت پیدا کردن زیرمجموعه (عضوگیری) 60 روز است. پس در کمتر از 60 روز 10 نفر را زیرمجموعه خود کنید که این کار بسیار آسانی است زیرا در زمان ما اکثر مردم در خانه خود کامپیوتر دارند و به اینترنت نیز متصل هستند.

شما همچنین می توانید فایلی را که دانلود کرده اید، برای دوستانتان هم بفرستید. هر کسی این فایل را اجرا کند، عضویی از زیر مجموعه شما به حساب می آید.  بهتر است که لینک صفحه شخصی تان را برای آنها ارسال کنید تا آنها نیز عضو و زیر مجموعه شوند.

فرم ثبت نام - چیزی که منم اولش با ورم نمیشد  

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 2:39 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

توی دلم یه دوست بیشتر ندارم که چند روز دیگه تولدش

 

عزیز دلم تولدت مبارک

 |+| نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

عکس جدید از مدل فشن

اونایی که خدای فشن هستند بیان ادامه مطلب

اگه راست میگی اینطوری فشن کن


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 9:30 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

بزرگترین انسان دنیا

 |+| نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

يك تست ساده و جذاب كه بايد با صداقت به سوالات ان پاسخ دهيد


سوال اول:
شما به طرف خانه كسي كه دوست داريد مي رويد.
دو راه براي رسيدن به انجا وجود دارد:

ـ يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني تر است ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟راه كوتاه يا بلند؟



سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز مي بينيد .يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد.شما تصميم مي گيريد 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد.
چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد
(شما مي توانيد يا همه را يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)



سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او مي رسيد .
يكي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي كند.
شما مي توانيد از انها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند.
يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.
حالا چكار مي كنيد؟



سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي كسي انجا نيست.پس تصميم مي گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي دهيد انها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟



سوال پنجم:
شب مي شود شما و او هر كدام در اتاقهاي جداگانه اي مي خوابيد.صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي رويد:به نظر شما وقتي كه انجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟



سوال اخر:

 وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر بويد؟


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

      

بدون شرح ...!

خیلی جالبه ... عکسهای بیشتر و با کیفیت بالا در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 


هروقت به موبايل شما زنگ زد و مشغول تعريف کردن وقايع روزانه اش بود

(که معمولا اين کار را با افزايش شاخ و برگ و با آب و تاب دادن به آن انجام ميدهد)

 صحبت هايش را قطع کرده و اعلام نماييد که پشت خطي داريد و لطف کند

و 1 ساعت ديگر تماس بگيرد ! Laughing




هر وقت خواستيد وي را سوار ماشين کنيد با استفاده از عطر زنانه مادر و

يا خواهر محترمتان فضاي ماشين را عطر آگين کنيد و هنگامي که ازتان پرسيد

اين بوي چيست شروع به تناقض گويي کنيد تا تصور کند رقيب دارد!

(مسلماً اين عمل بسيار غير انساني است و تنها در صورتي اين کار را انجام دهيد

که مطمئن شويد بعد ها ناحيه اي از وجود شما به نام وجدان

شروع به خارش و درد نخواهد کرد) Cool



دائماً اسم وي را اشتباهي صدا کنيد

(مثلاً اگر اسمش سارا است او را شيما صدا بزنيد تا هر گونه امکان اشتباه

اعم از لپي و ... به ذهنش خطور نکند و به شک بيفتد که رقيب دارد).

اگر هم پرسيد شيما کيست بگوييد دوست دختر قبلي ام

که تيريپي لاو گونه با او داشتم ! Razz

 

راه های بیشتر در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

عكس های عروسی منصور خواننده محبوب ايرانی

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب .... واقعا دیدنی .....!!!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

بازی های فوتبال نمایشی در تهران…

سیندرلاهای ایرانی تشنه فوتبال

 

   --- فوتبال نمایشی

عکسهای بیشتر در ادامه مطلب ... حتما ببینید ....

خیلی خیلی جالب .... چه کارا ای که نمیکنن ..............!!!


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

هدف ما از اين پست فرهنگ سازي ميباشد

www.ErrooorTM.CoM     www.ErrooorTM.CoM

www.ErrooorTM.CoM     www.ErrooorTM.CoM

عکسهای بیشتر و وضوح بالا در ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 

اولین كسی كه عاشقش میشی دلتو میشكنه و میره

 دومین كسی رو كه میای دوست داشته باشی و

از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر میشكنه و میذاره و میره

 بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد

میشی اون آدمی كه هیچ وقت نبودی

 دیگه دوستت دارم واست رنگی نداره .....

و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكنی كه

انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یكی دیگه ...

 اینطوریه كه دل همه آدما میشكنه

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 30 مهر1387ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط P o r i y a   | 
مطالب قدیمی‌تر
 
  بالا